فیلم ناجورها به کارگردانی محمدحسین فرحبخش و تهیهکنندگی او به همراه عبدالله علیخانی، از جمله آثار کمدی پرفروش ماههای اخیر است که با بازی پژمان جمشیدی و محسن کیایی بار دیگر فرمول آشنای سینمای تجاری ایران را به کار گرفته است. اثری که نشان میدهد فرحبخش همچنان خوب میداند چگونه فیلمی سرگرمکننده برای مخاطب عام بسازد.
سرگرمی ساده اما هدفمند
ناجورها همانطور که از عنوانش برمیآید، فیلمی موقعیتمحور است؛ کمدیای که بر پایهی سوءتفاهمها، موقعیتهای دربسته و تضادهای شخصیتی پیش میرود. در شرایطی که بسیاری از کمدیهای این سالها به شوخیهای زبانی و لحظهای تکیه دارند، «ناجورها» تلاش میکند از دل موقعیت و کنش، خنده بسازد تلاشی که اگرچه همیشه بینقص نیست، اما به فیلم لحظاتی صادقانه و سرگرمکننده میبخشد.
کمدی فیلم در یک فضای محدود شکل میگیرد و ریتم تند روایت باعث میشود اثر از افت و کشدار شدن در امان بماند. این همان نقطه قوت همیشگی فرحبخش است: دانستن اینکه مخاطب عام چه میخواهد و چطور باید او را در سالن سینما نگه داشت.
زوج تکراری اما همچنان محبوب
چهارمین همکاری پژمان جمشیدی و محسن کیایی در «ناجورها»، بار دیگر ثابت میکند که این دو بازیگر هنوز از محبوبترین زوجهای سینمای کمدی ایراناند. حضور آنها، پس از فیلمهایی چون «لونه زنبور»، «دینامیت» و «هتل»، به نوعی امضای مشترک تبدیل شده که تماشاگر با آن احساس آشنایی و اطمینان میکند.
جمشیدی همچنان با انرژی و بداههپردازی خاص خود، لحظاتی زنده خلق میکند و کیایی با درک درست از لحن طنز موقعیت، مکمل مناسبی برای اوست. حتی اگر برخی تیپها تکراری به نظر برسند اما حضور این دو کنار هنوز هم یکی از نقاط قوت فیلم است و بخش عمدهای از جذابیت آن را شکل میدهد.
فرحبخش و تداوم سینمای گیشهمحور
محمدحسین فرحبخش از معدود فیلمسازانی است که نگاه صنعتی به سینما دارد. او طی دههها فعالیت خود، نشان داده چطور میتوان میان اقتضای بازار و نیاز مخاطب، تعادلی قابلقبول برقرار کرد. «ناجورها» نیز ادامهی همین مسیر است؛ فیلمی با تولیدی منسجم، تدوین دقیق، و فاصلهای معقول از شوخیهای زنندهای که گاه در کمدیهای امروزی دیده میشود.
در این اثر، سعی شده فضای فیلم در محدودهای خانوادگی و محترمانه باقی بماند نکتهای که باعث میشود طیف وسیعتری از مخاطبان بتوانند از تماشای آن لذت ببرند.
جمعبندی
ناجورها فیلمی است در اندازه و جایگاه خودش؛ نه داعیهی روشنفکری دارد و نه میخواهد به ژانرهای پیچیده وارد شود. آمده تا لبخند بیاورد و تماشاگر را برای ۹۰ دقیقه از دغدغههای روزمره جدا کند.
در شرایطی که سینمای ایران میان دو قطب جدیگرا و تجاری در نوسان است، فیلمهایی از این دست میتوانند نقش پلی میان دو جریان ایفا کنند؛ آثاری که هم مخاطب را سرگرم میکنند و هم چرخهی اقتصادی سینما را زنده نگه میدارند.