«زندهشور» تازهترین ساختهی کاظم دانشی، ادامهی مسیر فیلمسازی او در دل موقعیتهای قضایی است؛ اما اینبار نه با تمرکز بر کشف جرم یا روند دادرسی، بلکه با ایستادن در نقطهای بهمراتب ملتهبتر: ساعتهای منتهی به اجرای حکم اعدام.
فیلم، تنها یک شب از زندگی مرتضی زند، نمایندهی دادستان، را روایت میکند؛ شبی که برای اجرای حکم پنج محکوم به قتل به شهری دیگر آمده، اما اجرای نخستین حکم، آغاز بحرانی است که تا صبح ادامه دارد.
دانشی بار دیگر سراغ ساختاری اپیزودیک میرود؛ پنج محکوم، پنج داستان، پنج سرنوشت متفاوت که همگی به یک محور مشترک متصلاند: مردی که قرار است حکم قانون را اجرا کند، اما هنوز با این لحظهها کنار نیامده است.
روایت در زمان محدود؛ تعلیق از جنس انتظار
یکی از تصمیمهای مهم «زندهشور»، روایت داستان در بازهی زمانی فشرده و نزدیک به زمان واقعی است. فیلم با حذف پرشهای زمانی، مخاطب را در فضای بسته و خفهی زندان نگه میدارد و اضطراب را نه با حادثه، بلکه با انتظار میسازد.
اینجا خبری از تعقیبوگریز یا اوجهای بیرونی نیست؛ تعلیق از دل گفتوگوها، مکثها و لحظههایی میآید که هر ثانیهشان، میتواند سرنوشت انسانی را تغییر دهد.
مرتضی زند؛ قهرمانی که نمیخواهد قهرمان باشد
نقطهی اتکای فیلم، شخصیت مرتضی زند است؛ نمایندهی دادستانی که هنوز اجرای حکم برایش عادی نشده. این ناعادیبودن، همان شکاف طلایی فیلمنامه است. دانشی و محمد داودی، بهجای قهرمانسازی کلاسیک، شخصیتی ساختهاند که تردید، خستگی و لرزش درونی بخش جداییناپذیر اوست.
بهرام افشاری در این نقش، یکی از متفاوتترین بازیهای کارنامهاش را ارائه میدهد؛ بازیای کماغراق، فروخورده و متکی بر جزئیات رفتاری. او نه قاضی است، نه منجی؛ فقط یک کارمند قانون که زیر بار تصمیمها خم شده.
جهان بسته، قابهای فشرده
از نظر اجرا، «زندهشور» آگاهانه به سمت فضاهای بسته حرکت میکند. قابها اغلب فشردهاند، سقفها پایین میآیند و راه فراری برای دوربین وجود ندارد؛ انتخابی که بهدرستی با مضمون فیلم همراستاست.
فیلمبرداری پارسا مجد و موسیقی کارن همایونفر، بدون خودنمایی، فضای سنگین و سرد اثر را تقویت میکنند و اجازه نمیدهند احساسات به ورطهی اغراق کشیده شود.
بازیگران مکمل؛ حضورهای کوتاه، اثرگذار
در کنار افشاری، مجموعهای از بازیگران باتجربه حضور دارند؛ از امیر جعفری و شبنم مقدمی گرفته تا سارا بهرامی و حامد بهداد. نقشها کوتاهاند، اما اغلب کارکرد دارند و هرکدام تکهای از پازل شب اعدام را کامل میکنند.
در این میان، برخی شخصیتها بیش از آنکه پرداخت شوند، معرفی میشوند؛ انتخابی آگاهانه که هم میتواند نقطه قوت باشد و هم محل بحث.
جمعبندی
«زندهشور» فیلمی درباره اعدام نیست؛ فیلمی دربارهی لحظهی قبل از اعدام است. دربارهی زمانی که هنوز میشود فکر کرد، مردد بود و شاید مسیر را تغییر داد.
کاظم دانشی، در دومین تجربهی سینماییاش در قامت کارگردان، جهان آشنای آثار قبلی را حفظ کرده، اما تمرکز را از پرونده به وجدان منتقل کرده است. فیلم بینقص نیست و در پردهی پایانی شاید حتی دچار کشآمدگی میشود، اما به واسطهی شخصیتپردازی مرکزی، فضای منسجم و بازی کنترلشدهی بهرام افشاری، تا پایان مخاطب را با خود نگه میدارد.