صفحه اصلی > فیلم و ذره بین : «گوزن‌های اتوبان» میان واقع‌گرایی و اغراق در دنیای بلاگرها

«گوزن‌های اتوبان» میان واقع‌گرایی و اغراق در دنیای بلاگرها

«گوزن‌های اتوبان» میان واقع‌گرایی و اغراق در دنیای بلاگرها

در روزگاری که سینمای اجتماعی ایران در جست‌وجوی زبان تازه‌ای برای روایت معضلات معاصر است، فیلم «گوزن‌های اتوبان» تازه‌ترین ساخته‌ی ابوالفضل صفاری را می‌توان تلاشی صادقانه اما پرتناقض در بازنمایی رابطه‌ی انسان امروز با دنیای مجازی دانست. صفاری، که پیش‌تر با آثاری چون «از تهران تا بهشت» و «یک کامیون غروب» شناخته شده بود، این بار با فیلمی محصول مشترک ایران و آلمان بازگشته است؛ فیلمی که در چهل‌وسومین جشنواره فجر نامزد ۹ سیمرغ شد و سه جایزه را از آن خود کرد.

روایتی از جهان دیجیتال و انسانِ حاشیه‌نشین

داستان فیلم درباره‌ی عابس (با بازی نوید پورفرج)، پیک موتوری جوانی است که در پی اتفاقی غیرمنتظره درگیر دنیای بلاگرها می‌شود. یک سوءتفاهم ساده باعث می‌شود تا در حالی که بلاگر معروف (صدف اسپهبدی) تصور می‌کند مورد حمله قرار گرفته، تلفن همراهش در حالت لایو، ماجرا را برای هزاران بیننده پخش کند و زندگی عابس ناگهان زیر و رو شود.
این موقعیت اولیه، یکی از هوشمندانه‌ترین ایده‌های سینمای اجتماعی سال‌های اخیر است: تلاقی زندگی واقعی طبقات پایین جامعه با دنیای فیلترشده و اغراق‌آمیز شبکه‌های اجتماعی.

کارگردانی با ریشه‌های مستند

صفاری سابقه‌ای طولانی در مستندسازی دارد و همین پیشینه در بخش‌هایی از گوزن‌های اتوبان به وضوح دیده می‌شود. او در نمایش زندگی عابس و همکارانش در خیابان‌ها و کوچه‌های شهر، نگاهی دقیق و مشاهده‌گر دارد. جزئیاتی مانند نحوه استراحت راننده‌ها در پاتوق‌های کنار خیابان، گفت‌وگوهای کوتاه میان آن‌ها و فضای بی‌رحم کارهای روزمزد، همگی یادآور نگاه مستندگونه‌ی فیلم‌ساز است. اما همین دقت واقع‌گرایانه، در نیمه دوم فیلم جای خود را به نوعی شعارزدگی می‌دهد؛ جایی که اثر به جای تحلیل پیچیدگی‌های جهان مجازی، به خطابه‌ای علیه آن تبدیل می‌شود.

قدرت ایده، ضعف فیلمنامه

«گوزن‌های اتوبان» ایده‌ای قدرتمند دارد، اما فیلمنامه‌اش توانایی بسط منسجم آن را ندارد. بسیاری از اتفاقات بدون زمینه‌سازی کافی رخ می‌دهند و در برخی صحنه‌ها منطق کنش شخصیت‌ها زیر سؤال می‌رود. این گسست روایی، باعث می‌شود فیلمی که با ریتمی مناسب آغاز شده، در نیمه‌ی دوم گرفتار تکرار و بی‌هدفی شود.

به‌ویژه در پایان‌بندی، در حالی که انتظار جمع‌بندی منطقی داریم، داستان به شکلی ناگهانی خاتمه می‌یابد و تماشاگر با پرسش‌هایی بی‌پاسخ سالن را ترک می‌کند.

بازی‌ها؛ نقطه قوت فیلم

در میان بازیگران، نوید پورفرج بار دیگر ثابت می‌کند که یکی از بازیگران توانا و چندوجهی سینمای امروز ایران است. او با کمترین میزان اغراق، توانسته انسانی واقعی و باورپذیر بسازد؛ کسی که هم خشم دارد، هم ترس و هم شوخ‌طبعی تلخ طبقه کارگر.
الناز شاکردوست نیز در نقش یک دختر از طبقه‌ی فرودست جامعه که درگیر فضای مجازی و بلاگری می‌شود، تلاشی قابل احترام برای فاصله گرفتن از نقش‌های کلیشه‌ای خود دارد، هرچند فیلمنامه اجازه عمق‌بخشی بیشتری به شخصیت او نمی‌دهد. پیمان قاسم‌خانی، سامان صفاری و صدف اسپهبدی در نقش‌های مکمل، با وجود محدودیت متنی، حضوری روان و باورپذیر دارند
.

ارزش‌های فنی و تولیدی

فیلم از نظر تولید، یکی از خوش‌ساخت‌ترین آثار مستقل سال‌های اخیر است. فیلم‌برداری علیرضا برازنده با قاب‌هایی دقیق و نورپردازی حساب‌شده، فضایی شهری و مدرن را خلق کرده که در عین واقع‌گرایی، حس سینمایی خود را حفظ می‌کند. موسیقی پیام آزادی نیز به‌خوبی با ریتم و فضای فیلم هماهنگ است و در لحظات بحرانی، بر بار دراماتیک اثر می‌افزاید. تدوین پویان شعله‌ور ریتمی قابل قبول دارد، هرچند در نیمه دوم می‌توانست با حذف برخی سکانس‌های تکراری، فیلم را جمع‌وجورتر کند.

در امتداد جهان صفاری

برای مخاطبانی که با آثار پیشین صفاری آشنایی دارند، «گوزن‌های اتوبان» ادامه‌ی همان دغدغه‌های همیشگی اوست: انسان تنها در میانه‌ی جهان مدرن، گسسته از ریشه و بی‌پناه در برابر ساختارهای بزرگ‌تر. اگر در از تهران تا بهشت این ساختار، جامعه‌ای بی‌رحم بود، در اینجا پلتفرم‌های مجازی و نگاه مصرف‌زده‌ی انسان معاصر جای آن را گرفته‌اند.

جمع‌بندی

«گوزن‌های اتوبان» فیلمی است که با نیت درست ساخته شده، اما در مسیر بیانش دچار لغزش می‌شود. اثری که از ایده‌ای درخشان آغاز می‌کند و می‌تواند به بیانیه‌ای جدی درباره‌ی شکاف طبقاتی و فرهنگی در عصر شبکه‌های اجتماعی تبدیل شود، اما به‌دلیل ضعف فیلمنامه و تردید میان مستندگرایی و نمادگرایی، در نیمه راه می‌ماند.

با این‌حال، حضور فیلم‌سازی مستقل مانند ابوالفضل صفاری در میان جریان اصلی سینمای ایران، خود نشانه‌ای امیدوارکننده است؛ اینکه هنوز می‌توان از سینمای اجتماعی انتظار داشت درباره واقعیت زمانه سخن بگوید — حتی اگر این سخن گاهی لرزان و ناتمام باشد.

محمد بابایی

مقالات مرتبط

گزارش تصویری از مراسم وداع با اکبر عبدی، بازیگر دوست داشتنی سینمای ایران

مراسم وداع با اکبر عبدی، هنرمند دوست داشتنی سینمای ایران، صبح امروز از تالار وحدت به…

اکبر عبدی دار فانی را وداع گفت

اکبر عبدی، هنرمندی که با نقش‌آفرینی‌های ماندگار، قاب‌ها و خاطرات بسیاری را به میلیون‌ها ایرانی هدیه…

«زنده شور» از چهارشنبه؛ پوستر رونمایی شد

پوستر فیلم سینمایی «زنده شور» به تهیه کنندگی و کارگردانی کاظم دانشی در آستانه‌ی اکران رونمایی…

20 تیر 1405

گزارش تصویری از مراسم وداع با اکبر عبدی، بازیگر دوست داشتنی سینمای ایران

مراسم وداع با اکبر عبدی، هنرمند دوست داشتنی سینمای ایران، صبح امروز از تالار وحدت به سمت بهشت زهرا (س) برگزار شد. جمعی از هنرمندان،…

اکبر عبدی دار فانی را وداع گفت

اکبر عبدی، هنرمندی که با نقش‌آفرینی‌های ماندگار، قاب‌ها و خاطرات بسیاری را به میلیون‌ها ایرانی هدیه داد، چشم از جهان فروبست. مسعود ده‌نمکی که سابقه‌ی…

«زنده شور» از چهارشنبه؛ پوستر رونمایی شد

پوستر فیلم سینمایی «زنده شور» به تهیه کنندگی و کارگردانی کاظم دانشی در آستانه‌ی اکران رونمایی شد. «زنده شور» که در جشنواره‌ی چهل و چهارم،…

20 تیر 1405

دیدگاهتان را بنویسید