در روزگاری که سرعت خبرها مجال تأمل را از ما گرفته، برنامههایی مانند «اکنون» یادآور این حقیقتاند که رسانه میتواند بیش از سرگرمی، نقش آگاهیبخش و انسانساز داشته باشد. حضور دکتر امید قبادی – از چهرههای پیشرو در عرصه اهدای عضو – در چهلوهشتمین قسمت این برنامه، بار دیگر اهمیت گفتوگو درباره یکی از انسانیترین تصمیمهای ممکن را به ما یادآوری کرد: تصمیم برای «ادامه دادن زندگی، در بدن دیگران».
اهدا عضو، فقط یک عمل پزشکی نیست؛ نقطه تلاقی علم و عشق است. جایی که خانوادهای در عمیقترین لحظه سوگ، انتخابی میکند که مرگ را به تولد بدل میسازد. جامعهای که به این سطح از درک و مهربانی میرسد، نیازمند آگاهی، آموزش و فرهنگسازی است؛ و اینجاست که نقش رسانه معنا پیدا میکند.
برنامه اکنون با گفتوگوی صادقانهی سروش صحت و دکتر قبادی، نشان داد که گفتن از اهدای عضو نه باید در قالب شعار باشد، نه در حصار آمار و عدد؛ بلکه در زبان انسانیت باید روایت شود. روایت مادری که رضایت میدهد، بیماری که دوباره نفس میکشد، و پزشکانی که سالها برای «یک لبخند بیشتر» میجنگند.
در قسمت تازهی برنامه «اکنون» با اجرای سروش صحت، گفتوگویی صمیمی اما تأملبرانگیز با دکتر امید قبادی، معاون فرهنگی بنیاد اهدای عضو ایرانیان انجام شد؛ گفتوگویی که بار دیگر یادآور شد اهدای عضو، تنها یک عمل انسانی نیست، بلکه فرهنگی از جنس عشق، ایمان و تداوم زندگی است.
دکتر قبادی در بخشی از گفتوگو با اشاره به گستردگی شبکه اهدای عضو گفت:
«برای هر اهدا، حدود ۸۰ نفر از پرسنل نظام سلامت درگیر میشوند و برای هر پیوند، نزدیک به ۱۰۰ نفر. یعنی اگر یک اهداکننده چهار عضو اهدا کند، حدود ۵۰۰ نفر درگیر نجات جان چهار انسان میشوند.»
عددی که نشان میدهد اهدای عضو، تنها تصمیم یک خانواده نیست؛ حرکتیست جمعی، ملی و حتی تمدنی برای حفظ امید.
در بخش دیگری از برنامه، داستان سوین روایت شد؛ دختری که چهار بار تا آستانه مرگ رفت و هر بار با اهدای زندگی از سوی دیگران، دوباره متولد شد. قصهی سوین، چکیدهی معنای واقعی «زندگی دوباره» است؛ یادآور اینکه هر امضای رضایت، میتواند معجزهای برای انسانی دیگر باشد.
سروش صحت در سالهای اخیر، چه در قالب اجرا و چه در کارگردانی، مسیر روشن و مؤثری در فرهنگسازی اجتماعی طی کرده است. از دعوت به گفتگو و امید در «کتابباز» تا پرداختن به موضوعات حساس و انسانی در اکنون؛ کاری که شاید تأثیرش از بسیاری پروژههای تبلیغاتی گستردهتر باشد. او با زبانی آرام و انسانی، مخاطب را درگیر مفاهیمی میکند که معمولاً از آن میترسیم: مرگ، فقدان، و انتخاب.
در روزگاری که اخبار تلخ، بیوقفه از هر سو میبارند، اکنون توانسته لحظهای مکث به مخاطب هدیه دهد؛ لحظهای برای اندیشیدن به اینکه «شاید نبودن ما بتواند ماندن دیگری باشد».
اهمیت کارهایی از این دست، در تداوم گفتوگوست؛ در اینکه هر بیننده بعد از تماشای برنامه، شاید فقط چند دقیقه درباره اهدای عضو فکر کند، اما همان چند دقیقه میتواند در آینده، جان انسانی را نجات دهد.
فرهنگ اهدای عضو، فرهنگِ زیستن برای دیگریست. و برنامههایی مانند اکنون، پلی میان آگاهی، احساس و انتخاب.