فیلم «کجپیله» تازهترین ساختهی هاتف علیمردانی است؛ فیلمسازی که در آثارش همیشه میان سینمای اجتماعی و گیشهای مرزی نازک ترسیم کرده است. از «بهخاطر پونه» تا «آباجان» و «ستارهبازی»، علیمردانی همواره کوشیده مخاطب عام را نگه دارد اما در پس قصه، زخمی از جامعه امروز را نشان دهد. حالا پس از چند سال سکوت، او با «کجپیله» برگشته است؛ فیلمی که به ظاهر یک کمدی فانتزی است اما در دلش به جنگ کلیشههای جنسیتی، قضاوت و ترسهای انسانی میرود.
داستان دربارهی سیما ثروتی (با بازی الناز شاکردوست) است؛ بازیگر مشهور و محبوبی که از مردها نفرت دارد و همواره گمان میکند همسرش دروغ میگوید و خیانت میکند. تا اینکه در یک حادثه عجیب، سیما از زن بودن فاصله میگیرد و در کالبد یک مرد قرار میگیرد. این تغییر ظاهری، او را در برابر جهانی قرار میدهد که سالها از آن میترسیده و حالا ناچار است از زاویهای تازه خودش را ببیند.
«کجپیله» از دل یک ایده فانتزی بیرون آمده، اما هدفش تنها خنداندن نیست. فیلم در واقع برخورد دو جهان زنانه و مردانه را دستمایه قرار داده تا تصویری طنزآلود و در عین حال آشنا از روابط انسانی امروز ارائه دهد؛ جهانی که در آن سوءتفاهم، قضاوت و بیاعتمادی، پیلههایی هستند که دورمان میتنیم و راه نفس کشیدن را میبندند.
نقطهی درخشان فیلم، بیتردید گریم و بازی متفاوت الناز شاکردوست است. او بعد از تجربههای سنگینی مثل «شبی که ماه کامل شد» و «ابلَق»، اینبار در قالب نقشی کمدی اما چندلایه ظاهر شده است. گریم مردانهاش جسورانه است و در برخی لحظات، بازی فیزیکی و بیان چهرهاش نشان از تسلط بالای او دارد، هرچند گاهی شوخیها از کنترل خارج میشوند و از مسیر روایت اصلی فاصله میگیرند.
علیمردانی در کارگردانی، مانند همیشه به ریتم و ضرباهنگ توجه دارد. تدوین تند، رنگهای گرم و طراحی صحنههای پرجزئیات باعث شده فیلم در سطح بصری چشمنواز باشد. اما ضعف فیلمنامه در انسجام روایت کاملاً محسوس است؛ ایدهای که میتوانست به کشف روانی و اجتماعی منتهی شود، در نیمه دوم فیلم به سمت شوخیهای تکراری و موقعیتهای فانتزی سطحی میرود. همین مسئله باعث میشود پایان فیلم، کمتر از آغازش تأثیرگذار باشد.
با این حال، «کجپیله» را نمیتوان تنها یک کمدی تجاری دانست. فیلم در لایه زیرین خود از ترس از جنسیت، قضاوت و ناتوانی در درک دیگری حرف میزند؛ از زنی که باید در قالب مردانه فرو رود تا شاید دوباره معنای عشق و اعتماد را کشف کند.
در مجموع، «کجپیله» فیلمی است با جسارت در ایده و ضعف در اجرا؛ اثری که شاید از نظر ساختار به اندازهی «کوچه بینام» یا «آباجان» منسجم نباشد، اما روح کنجکاو و جسور علیمردانی در آن کاملاً زنده است. فیلمی که اگرچه درگیر اغراق و شوخیهای دمدستی میشود، اما در نهایت سعی دارد بگوید: شاید رهایی از پیلهی خود، سختترین کار دنیاست.